خرید بک لینک

درباره سایت

103

امکانات وب

وای این دوروز ِگهی تموم شه من برگردم فقط

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 23:49

درحالی که من کامنتای اینجا و اینستامو دائم میبندم هم اتاقیم هر پستی میزاره نیم ساعت مخ منو میخوره میگه بیا واسم کامنت بزار

اگه کمبودم دارید سعی کنید زیاد بروز ندید خیلی منفور و کریح میشید ولی خودتون متوجه نیستید:|

+ ۱۳۹۶/۰۸/۲۲ 19:31 زرا |

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 23:49

اتاق من دوتا تخت خالی داره بعد هرکی میاد بهش میگم اینجا پره واسه دوتا تهرانیه ک بعضی شبا میان میمونن:|

ینی سرپرستای خابگا بفهمن پارم میکنن انقد من به همه دروغ گفتم

+ ۱۳۹۶/۰۸/۲۲ 20:17 زرا |

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 23:49

اتوبوس میخاست بره باشگاه بچه هارو برگردونه اون وقت من تنها سوار شدم هی میگفتم منو سر همین چارراه اولی پیاده کن میگفت نه این همه راهو پیاده بری؟من ناراحت میشم:||

خلاصه تا خیابون خوابگاه رسوندم=))))))))

گفت اصفهانم بخای بری من میبرمت منم پشمام ریخته بود گفتم نه من تااخر ترم نمیرم خونه;|

+ ۱۳۹۶/۰۸/۱۷ 17:3 زرا |

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 23:22

اومدم خابگا دیدم فرش و موکت جدید اوردن از خوشحالی در گوشت و استخونام نمیگنجم

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 23:22

خیلی خوب شد الان هرچی بیافته رو زمینو میتونیم با خیال راحت برداریم بخوریم

قبلا یکم ناراحت میشدیم و میخوردیم

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 23:22

مرده بودی و کسی در نفسِ من جان داشت
مرده بودی و کسی باز به تو ایمان داشت.

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:01

652 امروز نیم ساعت با همگروهیم رفتم تو کتابخونه گزارش کارو بلد نبود بنویسه گفت من کمکش کنم یه گروه همکلاسیام که گاییده بودند کنارمون انقد بد نگاه کردند بعد دوتا هم اتاقیام اومدن صندلی گذاشتند دو طرف من تا ببینن ما درب

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:01

هی میگه من ترم یک خیلی تنها بودم

گفتم من همین الان که دارم کنار تو راه میرم تنهاام

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:01

عجب غلطی کردم شام نخوردم الان از گشنگی خوابم نمیبره

خیلی بدعادت شدما ترمای قبل هفته ای یه وعده میخوردم خیلیم راحت بودم الان چنان گشنم میشه قادرم حمله کنم هم اتاقیامو خام خام به دندون بکشم


برچسبها:
چو تخته پاره برموج؛بگا بگا بگا من

+ ۱۳۹۶/۰۸/۱۵ 1:39 زرا |

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 17:25

خبر خوب ، الان در کمدو باز کردم یه ساقه طلایی پیدا کردم دیگه اینو بخورم تا دوماه سیرم^_^😎

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 17:25

دوست دارم مغز خودمو بریزم بیرون وقتی صب ک بیدار میشم مجبورم برم خرید

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت: 17:25

 وای من الان یادم اومد دیشب مسواک نزدم

خیلی ناراحتم

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 13:11

628

از همکلاسیای دخترمو خیلی کم دربارش حرف زدم ولی انقد لوسه که بعد از کلی وقت من یه شوخی ِساده باهاش میکنم بدش میاد و تا شیش ماه بعد باهام حرف نمیزنه و کلی خوشحالم میکنه^_^

+ ۱۳۹۶/۰۸/۱۴ 9:29 زرا |

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 13:11

تنگی شلوار در حدی که سرمو میزارم رو میز تا بخوابم ناحیه مرکزی و حومه میخاد پاره شه

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 13:11

صفحه بندی